السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
429
تفسير الميزان ( فارسي )
( ع ) به من فرمود : اى اسحاق ! خيال مىكنى مشمولين اين آيه كه مىفرمايد : * ( « فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ » ) * چقدرند ؟ ( من چيزى در جواب نگفتم خودش ) فرمود : بيشتر از دو ثلث مردم اينطورند « 1 » . مؤلف : اين روايت را عياشى « 2 » در تفسير خود و حسين بن سعيد در كتاب زهدش « 3 » از اسحاق از آن جناب نقل كردهاند . و در الدر المنثور آمده كه بخارى ، نسايى ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابو الشيخ و ابن مردويه از ابى سعيد خدرى روايت كردهاند كه گفت : در بينى كه رسول خدا ( ص ) مشغول تقسيم غنيمت بود ، ناگهان ذو الخويصره تميمى از راه رسيد و گفت : يا رسول اللَّه ! عدالت به خرج بده . حضرت فرمود : واى بر تو اگر من عدالت را رعايت نكنم پس چه كسى رعايت مىكند ؟ عمر بن خطاب گفت : يا رسول اللَّه ! اجازه بده گردنش را بزنم . حضرت فرمود : رهايش كن ، او دار و دسته اى دارد كه شماها نماز و روزه هايتان را در مقابل نماز و روزه آنان هيچ و ناچيز مىپنداريد ، ليكن با همه اين عبادتها آن چنان از دين بيرون مىروند كه تير از كمان بيرون مىرود ، بطورى كه نه از پر آن و نه از آهن پيكان آن و نه از برآمدگى سر آن و از هيچ نقطه آن اثرى باقى نماند و همه از هدف گذشته باشد ، از ايشان مرد سياهى است كه يكى از دو پستانش مانند پستان زنان و يا مانند يك تكه گوشت آويزان است ، وقتى مردم را دچار تفرقه و اختلاف مىبينند خروج مىكنند . راوى مىگويد : آيه * ( « وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ . . . » ) * ، در باره اين شخص و اصحابش كه همان خوارج باشند نازل گرديد . ابو سعيد مىگويد : من شهادت مىدهم كه اين سخنان را از رسول خدا ( ص ) شنيدم ، و شهادت مىدهم كه در جنگ نهروان بعد از آنكه على ( ع ) خوارج را از دم شمشير گذراند و به كشتگان سركشى مىكرد من با او بودم ، و مردى را به همان صفتى كه رسول خدا ( ص ) فرموده بود ديدم « 4 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه مذكور آمده كه اين آيه در موقعى نازل شد كه صدقات از اطراف جمعآورى شده ، به مدينه حمل شد . ثروتمندان همه آمدند ، به خيال اينكه از اين
--> ( 1 ) اصول كافى ج 2 ص 412 ح 4 ( 2 ) تفسير عياشى ج 2 ص 89 ح 62 ( 3 ) الزهد ص 47 ح 126 ( 4 ) الدر المنثور ج 3 ص 250